تبليغاتX
"عقاید یک غاز خاکستری .:. ملوان خسته"

-----------------------------------------------

...انکارهای نامریی یک روانی

-----------------------------------------------

...کاش خدا دلتنگی هایش را با من در میان بگذارد

 

کاش در این تیرگی ها نوری باشد تا عمق فاجعه را با چشمانم نبینم...

 

کاش درماندگی های سفرنامه ی پر درد من

خنده های شیطانی اش را از بغض پوچ گنبد گر گرفته ی گلویم پاک کند...

 

کاش دستانم پاک کنی شود برای نابود کردن تمامی معانی فال ورق...

 

کاش غمار باز معرکه ی بی آبرویان بسوی فانوس دریایی عاقبت بخیر شود...

 

کاش تقدیر مشکوک نمی دانم هایم

هوس عشق بازی با غاز خاکستری را با خود به گور نبرد...

 

کاش در این دالان تاریک و خاک گرفته ی متروک دنیا نام

آنقدر زندگی کنم تا بمیرم...

 

کاش زندگی من با بطریهای مچاله شده مقایسه نشود...

 

کاش صدای آکاردئون کلاویا شکسته ی پیرمرد موسیقی دان شهر

از فرسودگی و پیری هراسی نداشته باشد...

 

کاش هنگامی که تو رسیدی من خواب نباشم...

 

کاش در انتهای کوچه ی آرام و رنگ پریده ی قلبم

نام عاشقی شهیدانه خودنمایی کند...

 

کاش سیاره ای از عصاره های سیب و شراب

در حریق جنگل های منقرض شده ی آغوشم معجزه ای برپا کند...

 

کاش پرندگان گمنام هجوم زمستان گر گرفته ی اتاقم را بهار کوچ خود کنند...

 

کاش دریایی در من متولد شود تا ویار اشکهای شب مانده ام را در خود غرق کند...

 

و ای کاش روزی خدا

با من

با خود من

با خود خودم

با خود خود من

آبجویی از شکم سیری

مست کنیم.....................

.::استغفرالله::.

 

س.حقیقت - ۱۵ خرداد ۸۸

 

به قلــــــــــــــــم س.حقيقت ( سروش حائری ) در جمعه پانزدهم خرداد 1388 |