تبليغاتX
"عقاید یک غاز خاکستری .:. ملوان خسته" - ای کاش ... (چه ساده آه می کشیم )

 

با الهام از عروس اورانوس  

تقدیم به وحید پورزارع عزیز ...

 

چه ساده آه می کشیم ...

----------------------------------------------------------

طوفان فریاد من است

باد را دزدیده ام وباران را

 در کلاس ابری چشمانم ثبت نام کرده ام

دستان صیادان بزرگ قرن

همیشه شیاد باقی می مانند و

اشکهای بچه ماهی

همیشه بی مرهم

...

حال برخیز

موجها را نگاه کن

می خواهند برای تو کمی

برقصند

و تو

جذر و مد دریا را

داستانی نامشروع ندان

و از ساحل

التماس خنده طلب کن

که تازه سیراب شده از هوسرانی گوش ماهی ها ..

فانوس دریایی همچنان خاموش است و

بوم های نقاشی

تابلو وار ، خط خطی می شوند

و خوش بحال آبرنگها

که حداقل ، کسی را برای بوسیدن دارند ..

برگان درختان بهاری

مشکوکند

و مونالیزا هنوز هم که هنوزه

لبخند تلخی بر لبانش دارد

...

کاش دوستت نداشتم

دنیا را می گویم

 که همه چی دارد

اما مرا دوست ندارد ..

و من ، بیهوده و بی رمق

 هر لحظه

انتظار سوپرایزی

 به سمت شادی را دارم ،.. اما

لبخند ، غمگین پرسه می زند

در کوچه های درونی من

من خسته ام از بادبدک بازی های ظهر تابستان

و تنها رویای نسیم

دستانش را به سوی من دراز می کند

و کوچه های لخت را

به دنبال یک بازی جدید

لقد مال می کند با گامهای من ...

دریا در چشمان من

بزرگ می شود

و قایق های شکسته

دلشکسته از درختان بی گناه

در میان موجها ...

می میرند

آفتاب را سمت من تنظیم کن

در چشمانم سیل باران

از طوفان گونو

وحشی تر جان می گیرد ...

دریا منم

نه آن موجهایی که به سمت ساحل

هراسان

به بیراهه رفتند

و او که هر لحظه

در خیال تو

آغوشت گهواره ی وجودش میشود ..

برخیز و اشک بریز

با احساسی که از من گرفته ای

از کینه ای که از تو به من رسیده

گرمای دستانم را پس بده

آرام بشین در کنارم

دو پیچ دیگر تا مرگ نمانده

آواز بخوان تا برقصیم

کوچه های لبخند زیر آتش دفن شده

دریا زیر پای من است

نفس بکش

انتها همین جاست

آری

چه خوش گفت

" از ماست که بر ماست .... "

 

--------------------------------------------------

س.حقیقت - خرداد ماه 1386

---------------------------------------------------

 

 

 

 

به قلــــــــــــــــم س.حقيقت ( سروش حائری ) در شنبه دوم تیر 1386 |